بود كه تا سال 1405، زندگي كرد. فاجعههاي ديگري با سرعت و شدت از راه رسيد. قبرس در سالهاي 1424 ـ 1426، ردس در 1440 ـ 1445، و قسطنطنيه در 1453، بهدست مسلمانان افتاد. در سال 1461، توماس پالئولوگوس1 به رم پناهنده شد، درحاليكه سنت آندرياس حواري را با خود آورده بود. او شعلهٴ جنگ صليبي تازهاي را در دل پاپ پيوس دوم (1458 ـ 1464)، برافروخت. اين بهراستي آخرين شعله بود. پس از آن، ممكن است گاه و بيگاه آرمان صليبي جرقهاي زده باشد، ولي تنها در ذهن افراد خيالپردازي همچون كريستف كلمب.2
با روي كار آمدن سلسلهٴ مينگ در سال 1368، كه داراي احساسات شديد چيني و
انحصارطلبانه بود، به جاي مغولان جهانوطن و بردبار، فعاليت تبليغي در چين
بهصورت خونيني متوقف شد و بدين ترتيب اين تصوير تيره تكميل گرديد. از آن پس
تا قرنها، نهتنها اميد مسيحي كردن چينيان از ميان رفت، بلكه بهدست آوردن
متحدي در آسياي خاوري و مركزي هم براي در فشار گذاشتن دشمنان مسلمان در خاور
نزديك امكانپذير نبود، چين، پس از يك قرن مراوده با غرب، بار ديگر كشوري
دور افتاده و دسترسناپذير شد.
3. فرقههاي ديني. امكانات عمده براي سازماندهي فرقههاي ديني تقريباً پيش از آغاز سدهٴ چهاردهم، مورد بهرهبرداري قرار گرفته بود و پيش از ايجاد جامعهٴ يسوعي در سال 1534، توسط سان ايگناتيو دولُيولا، ديگر ابداع چشمگيري پدپد نيامد.
با اين همه ميتوان به ايجاد فرقههاي زير اشاره كرد:
1)
بريگيتان يا فرقهٴ قديس ساويور، فرقهاي معنوي بود كه بريگيتا قديسهٴ سوئدي در سال1346، در وادستنا تأسيس كرد. در سال 1370، مقررات فرقه مورد تأييد پاپ اوربانوس پنجم قرار گرفت. دختر بريگيتا، يعني قديسه كاترينا، در سال 1375، نخستين رئيس فرقه شد.3
¿ يادداشت مربوط به قديسه بريگيتا.
2) عيساييان.4 جوواني كُلُمبيني خوشبخت (تولد: حدود 1300، وفات: سي و يكم ژوييهٴ 1367)، فرقهٴ عيساييان را تأسيس كرد، كه هدفش مراقبت از بيماران، بهويژه
S. E. Morison, Admiral of the Ocean Sea (2 vols, Boston 1942; Isis, 34, pp. 169 - 72)
3. ملاحظه ميفرماييد كه قداست هم ارثي بوده است. ــ م.
4. عيساييان در برابر Jesuati گذاشته شده است. ــ م.